على اصغر شميم
31
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
كريمخان هم خود را بيشتر متوجه اعمال و رفتار وى نمود و او را در شيراز نگاه داشت . نخستين پادشاه بىتاج و تخت قاجار اولين اثر و نتيجهى ملايمت طبع و حسن سلوك كريمخان با فرزندان خان قاجار كه در عين حال بستگان سببى او و بدينجهت مورد احترام ديگران بودند ، به روز فتنهى جهانسوز شاه بود كه ما او را اولين پادشاه بىتاج و تخت قاجار لقب داديم . حسين قلى خان از كريمخان زند درخواست كرد كه او را به حكومت دامغان منصوب و برادرش مرتضى قلى خان را نيز به نيابت وى اعزام دارد . وكيل اين تقاضا را پذيرفت و همينكه حسين قلى خان و برادرش به دامغان رسيدند با ايلات قاجار و تركمان روابطى برقرار كردند و سر به طغيان برداشتند . حسين قلى خان با لقب جهانسوز شاه با كمك برادرانش بر حاكم مازندران دست يافت و او را به قتل رسانيد « 1 » و در بابل سلطنت خود را اعلام نمود . سلطنت پادشاه بىتاج و تخت قاجار در مازندران چندان طول نكشيد زيرا وى در برابر سپاه اعزامى زنديه و سردار سفاك و بيرحم آنان ، زكى خان زند تاب مقاومت نياورد و به گرگان گريخت تا بار ديگر از ماجراجويان تركمان و قاجار ، سپاهى فراهم آورد . در اين واقعه عدهى زيادى از مردم بابل به جرم هواخواهى از جهانسوز شاه به امر زكى خان به فجيعترين وضع به قتل رسيدند و بار ديگر طغيان يك خانوادهى قاجار باعث قتل و خونريزى در مازندران گرديد و شايد به همين علت پس از آنكه جهانسوز شاه با سپاهى معدود به سراغ حاكم جديد مازندران آمد « 2 » و او را دستگير نمود ، سپاهيان جانسوز شاه با قواى مردم او را رها كردند و دو تن از غلامانش را به قتل وى تحريك نمودند و جهانسوز شاه به دست آنان گرفتار و مقتول شد و طفل كوچكى به نام باباخان از او باقى ماند ( 1181 هجرى قمرى ) . فرصت مناسب براى قاجاريه وفات كريمخان زند كه دورهى آرامش و امنيت بىنظيرى در مدت ده سال آخر سلطنت خود گذرانيده بود ، هرجومرج عجيبى در دستگاه حكومت زنديه ايجاد نمود و كليهى امراء و حكام ياغى كه به امر وكيل در دربار او براى جلوگيرى از طغيان و سركشى زندگى مىكردند و عدهى كثيرى از خانزادگان زند و وابستگان به وكيل و سرداران و امراى سپاه وى به هم برآمدند .
--> ( 1 ) - اين حاكم محمد خان بود كه در بارفروش ( بابل كنونى ) به امر مرتضى قلى خان كشته شد . ( 2 ) - حاكم جديد مازندران مهدى خان پسر محمد خان حاكم مقتول بود .